من اگر آنقدر که به یاد تو هستم به یاد خدا بودم, آن دنیا نیمی از بهشت به نام من بود

و تو اگر اینقدر که به یاد منی به یاد خدا باشی قطعا جهنم از آن توست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

كاش میشد که نگار از عاشقی بو ببرد

دل را به شكار چشم آهو ببرد

خسته ز دلم ... بگو خریدار كجاست ؟

تا قلب مرا به شرط چاقو ببرد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

معلم زبان می گوید: همه ی فعل های خواستن با 

to

می آیند ..
من ... بی تو ... هیچ فعلی را نمی خواهم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


وقـتی کـه نیـستی ... پـرنـده خیـالـم بـه سـرش مـی زند...

کـه خـود را حلـق آویـز کـند از دار دلتنگی ات!... بـه دادش نمـی رسـی؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
..." مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "
...
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

آرزوی قشنگی ست؛


داشتن ردپای تو کنار ردپای من،


بر دشت سپید پوشیده شده از برف؛


هنوز اما نه برف آمده و نه تو....

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *